این روزها
دخترک نارنینم، هر روز که میگذره شیرین تر و بامزه تر از روز قبل میشی. این روزها با اون زبون بچه گونه ی شیرینت که اصلاً هم مفهوم نیست تلاش میکنی حرف بزنی و با تکون های دست و صورتت منظورت رو به ما برسونی. وقتی داری با هیجان برام حرف میزنی و چیزی رو تعریف میکنی، عاشق چشمهای گرد شده و لبهای بامزتم. من هم سرم رو به نشونه تایید تکون میدم و ازت میخوام تا بقیه داستانت رو برام تعریف کنی. عاشق تاب بازی هستی و خیلی بامزه تا تا ابازی (تاب تاب عباسی) رو به زبون بچه گونه خودت میخونی. عزیز دل مامان خیلی خواستنی و خوردنی شدی. خیلی وقتها دوست دارم بگیرمت توی بغلم و محکم فشارت بدم. چند روز پیش برای خرید رنگ...



